متین جونیمتین جونی، تا این لحظه: 23 سال و 7 ماه سن داره

متین ومبین...عزیزم

ویلای که درکیش گرفیم

اینجاهتلی بود که گرفته بودیم نزدیک دریا بودعصرهاهمه ش می رفتیم کناردریا غروبش خیلی باصفا بودچون خلیج فارس بابقیه دریاهافرق میکنه دریای اون سخرهای بزرگ وباصفا داره ودیگه ماسه ای نیست حتما برین ببینید ...
31 شهريور 1392

سفرزیارتی به مشهدمقدس

سفربعدی ماتیرماه92به مشهد بودباقطار رفتیم یه مقدارمامانم اذیت شد چون میخواد نی نی بیاره منم خیلی خوشحالم وبی صبرانه منتظر نی نی نازمون هستم ...
31 شهريور 1392

دختردایی نازم هلنای باهوش

این دختردایی محمدم خیلی دوسش دارم اسمش هلناست البته یه داداش کوچیکترداره که اسمش امیرعلی ولی اون روز پیش مانبوده چون مامنزل خاله منصوره مهمون بودیم هلناامده بوددنبالمون همون روزی که همه لباس قرمزپوشیده بودیم ...
31 شهريور 1392

یاسمن ومهربان توپولو

اینجاخونه مامان جونم است این دخترخالم یاسمنه خیلی دوسش دارم پنج سال تویه کلاس بودیم ولی امسال جداشدیم البته اون ازمن چندماهی کوچیکتره ولی اون موقعه که دزفول بودیم همیشه ازراه مدرسه میومدخونمون وبعدازدرسامون کلی باهم بازی میکردیم اونم الان خیلی تنها شده چون فقط بامن بازی میکردوهمدیگروخیلی دوست داریم ابته من بیشتروقتا بهش زورمیگفتم ولی اون کوتاه میومد ...
31 شهريور 1392